جمعى از نويسندگان
413
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
در برخى آيات صحبت يقين به آخرت به ميان آمده . و « بالاخره هم يوقنون » البقره / 4 و مفسّران آن را به علم معنى كردهاند . طبرسى مىنويسد : علم را يقين نامند چون قطع به آن باشد و نفس بر آن آرام گيرد پس هر يقينى علم است ليكن هر علمى يقين محسوب نيست . « 1 » در تفسير سورهى تكاثر مىنويسد : علماليقين ، علمى است كه پس از شك و ترديد پيدا مىشود و موجب خنك شدن و آرامش دل مىگردد . و لذا ، يقين در مورد خدا به كار نمىرود هر چند كه علم در مورد خدا اطلاق مىشود و به او عالم گفته مىشود . به مفاد آيات هفتم و پنجم تكاثر كه انسانهاى غافل و مشغول به دنيا و لهو در مورد دوزخ ، ترديد و شك دارند . فرمود : اى كاش ايشان مىدانستند و اگر مىدانستند به يقين ( علماليقين ) مىرسيدند و به هنگام مرگ را مىبينند و در صحنه قيامت از نعمت سئوال مىشوند و مورد بازخواست واقع مىشوند . دوزخيان وقتى مردند نسبت به دوزخ عيناليقين پيدا مىكنند و آن را مشاهده و معاينه مىنمايند . و وقتى داخل آن شدند و معذّب گشتند حقاليقين و محض يقين تحقّق پيدا مىكند . « 2 » و در تفسير آيه « حتّى اتنااليقين » المدثر / 47 يقين را به مرگ تفسير كرده و در تفسير آيه « . . . لعلكم بلقاء ربكم توقنون » الرعد / 2 هم ، يقين به لقاء پروردگار ، تفسير به مرگ و فرا رسيدن آن شده است . « 3 » استاد علامه طباطبايى هم در تفسير سورهى تكاثر و در توضيح علماليقين و عيناليقين نكات زيبايى دارند و صريحاً مىگويند : اشخاص گرفتار لهو و اشتغالات بازدارنده از حق ، به علماليقين نمىرسند كه آن قلب پاك و مهذب مىخواهد و رويت قلب براى اشخاص مشغول لهو و دنيا ميسّر نيست بلكه ناممكن مىباشد . « 4 » بنابراين ، يقين و علم يقين و عين يقين و حق يقين همگى در قرآن آمده و به معناى علم قطعى مطابق خارج واقع و با شك و ريب آمده است و در مواردى مراد ، مرگ است و در مواردى ديگر آگاهى دل و بالاخره عيناليقين در مواردى مربوط به عالم برزخ و به قيامت و مشاهدهى حسى آن است . و اضافه حقاليقين ، براى تأكيد است و بس . و چنان كه درباره علم هر كه به طور كلى به معناى آگاهى است مراتبى ذكر شده است . « يعلمون ظاهراً منالحيوهالدنيا و هم عنالاخره هم غافلون » الروم / 6 آنان ، ظاهرى از زندگى دنيا مىدانند و آنان از آخرت ، غافلاند . يقين در نهجالبلاغه هم در سطح وسيعى در جملاتى به كار رفته است در جاهايى ، احسان ، نيكى و اقدام عملى را نتيجه يقين دانسته و فرمود : ايقن فاحسن . « 5 » در موردى هماوا با
--> ( 1 ) - امينالاسلام طبرسى / مجمعالبيان / 1 / 40 ، افست دارالصادرالتراث العربى ، بيروت . ( 2 ) - همان / 10 / 535 . ( 3 ) - همان / 10 / 393 و در تفسير سوره الحاقه ، حقاليقين را كه در آيهى 51 آمده مىنويسد : قرآن براى متقيان حقاليقين است و حق همان يقين مىباشد و اضافه براى تأكيد است . رك به : همان / 350 و 228 . ( 4 ) - محمدحسين طباطبايى / الميزان / 20 / 497 ، آخوندى ، تهران . ( 5 ) - نهجالبلاغه / خطبهى 83 .